شمارهٔ ۱۱۶ سنایی
سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای آنکه ترا در تو تویی نیست تصرف
آن به که نگویی تو سخن را ز تصوف
در کوی تصوف به تکلف مگذر هیچ
زیرا که حرامست درین کوی تکلف
در عشوهٔ خویشی تو و این مایه ندانی
ای دوست ترا از تو تویی تست تخلف
راهیست حقیقت که درو نیست تکلف
زنهار مکن در ره تحقیق توقف
مینشنود امروز سنایی به حقیقت
بگرفت به اسرار ره عشق و تعنف
گر زین که اگر نشنوی ای دوست ازین پس
بر شاهد یوسف نکنی قصهٔ یوسف
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع تصوف و حقیقت عشق میپردازد. شاعر به مخاطب میگوید که در دنیای تصوف، تصنع و تکلف جایی ندارد و بهترین راه برای درک حقیقت، خود را بیپرده و ساده به عشق بسپارد. او به صراحت بیان میکند که اگر از حقیقت عشق غافل شوی، نمیتوانی از زیباییها و معانی عمیق زندگی آگاه شوی. لذا، توصیه میکند که در این مسیر از توقف و شکیبایی دوری کنند و بهدنبال جستجوی صادقانه حقیقت باشند.