نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۹ سنایی

سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

خواجه بفزود ولیکن به درم

روی بفروخت ولیکن ز الم

میزبان بود ولیکن به رِباط

نانم آورد ولیکن به درم

دست بگشاد ولیکن در بخل

لب فروبست ولیکن ز نعم

مغز پر کرد ولیکن ز فضول

دل تهی کرد ولیکن ز کرم

خواجه رنجور ولیکن ز فجور

خواجه مشغول ولیکن به شکم

بس حریص است ولیکن به حرام

بس جواد‌ست ولیکن به حرم

دولتش باد ولیکن بر باد

نعمتش باد ولیکن شده کم

جاودان باد ولیکن به سفر

ناتوان باد ولیکن به سقم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف شخصی به نام خواجه می‌پردازد که در عین حال که ظاهری ثروتمند و برازنده دارد، از ویژگی‌های ناپسند و خصلت‌های منفی رنج می‌برد. شاعر با استفاده از عبارات «ولیکن» نشان می‌دهد که میان ظاهر و باطن خواجه تناقض وجود دارد: او نان می‌آورد اما به درستی می‌گذارد، دستش باز است اما بخیل است، مغز را پر می‌کند اما از فضول، دلش تهی است اگرچه به کرم می‌زند. خواجه مشغول دنیا است و حریص به مال ولی از راه حرام به آن می‌رسد و در نهایت زندگی‌اش حالتی ناپایدار و کم‌فروغ دارد. این شعر به نقد رفتارهای دوگانه و تهی‌بودن از ارزش‌های واقعی می‌پردازد.