نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۴ سنایی

سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

پای بلقاسم ز پای بلحکم بشناس نیک

نیستی ایوب فرمان از دم کرمان مکن

تیغ شرع از تارک بدخواه دین داری دریغ

شرط مردان این نباشد ای برادر آن مکن

عزم داری تا که خود بزغاله را بریان کنی

پس چو ابراهیم رو فرزند را قربان مکن

این ترا معلوم گردد لیکن اکنون وقت نیست

کیست هر کو گر تواند گفت این کن آن مکن

هر کجا مردی بد اکنون همچو تو تردامنند

چند گویی مرد هستم یاد نامردان مکن

اهل را در کوی معنی همچو مردان دستگیر

یار نااهلان مباش و یاد نا اهلان مکن

ناقد نقدی ولیکن نقد را آماده کن

کم بضاعت تاجری تو قصد در عمان مکن

خواجه را این آیت اندر سمع کمتر می‌شود

بشنو این آیت که کل من علیها فان مکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بررسی رفتار و کردار مردانگی می‌پردازد و هشدار می‌دهد که نباید به نااهلان و نامردان توجه کرد. او تاکید می‌کند که مردان واقعی باید در راه حق و دین باقی بمانند و از بدخواهی دوری جستند. شاعر همچنین به نیاز به آمادگی در کارها و پرهیز از رفتارهای ناشایست اشاره می‌کند و می‌گوید که زمان حال مقتضی برای اعمال نادرست نیست. در انتها، از مردم می‌خواهد که به معنای حقیقی زندگی توجه کنند و از جستجوی دنیا و مال پرهیز کنند.