نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۵ سنایی

سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

زهرهٔ مردان نداری خدمت سلطان مکن

پنجهٔ شیران نداری عزم این میدان مکن

فرش شاهان گر ندیدی گستریده شاهوار

خویشتن چنبر مساز و نقش شادروان مکن

خانه را گر کدخدایی می‌ندانی کرد هیچ

پادشاهی زمین و ملکت یزدان مکن

در خراباتی ندانی رطل مالامال خورد

چهرهٔ زرد ار نداری دعوی ایمان مکن

صدق بوذر چون نداری چون سنایی بی‌نیاز

صحبت سلمان مجوی و دعوی ماهان مکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زهره اندرز می‌دهد که اگر توانایی و قدرتی مانند شیران ندارد، بهتر است به میدان جنگ نرود. او همچنین اشاره می‌کند که اگر فرش مجلل شاهان را ندیده، به خود حق ندهد که خود را در موقعیت آنان قرار دهد. شاعر بیان می‌کند که اگر کسی در خانه‌اش کدخدایی و سرپرستی نمی‌داند، نباید خود را پادشاه زمین بداند. اگر در خرابات (محل فساد و تباهی) چیزی نمی‌داند و چهره‌اش زرد است، نباید ادعای ایمان کند. او به صفت‌های نیک و لازم برای بزرگی اشاره کرده و می‌گوید اگر نتوانی به صداقت بوذر یا بی‌نیازی سنایی برسید، نباید به دنبال صحبت با بزرگان و نام‌آوران بگردید. به‌طور کلی، شعر بر لزوم تواضع و خودشناسی تاکید دارد.