شمارهٔ ۱۴۶ سنایی
سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای برادر خویش را زین جمع خودبینان مکن
کار دشوارست تو بر خویشتن آسان مکن
صحبت هر ناکسی مگزین و رنج دل مبین
روی بر ایشان مدار و پشت بر ایشان مکن
عقل سلطانست و فرمانش روان بر جان و دل
رو چو مردان روز و شب جز خدمت سلطان مکن
مرد باش و گرم رو در راه مردان روز و شب
تیغ گیر و زخم زن دین از زبان ویران مکن
گر زلیخا نیستی در آسیای مهر آس
بیهده چندین حدیث یوسف کنعان مکن
چند بر موسی حدیث طور و اخبار کلیم
بدعت فرعون مدار و طاعت سلمان مکن
هفت چرخ و چار طبع و پنج حس محرم نیند
روی جز در حق مدار و حکم جز قرآن مکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن نصیحتی است به برادر، که او را از جمع خودبینان دور نگه دارد و به او یادآور میشود که کارها را دشوار نکند. صحبت کردن با افراد نابخرد را بیفایده میداند و توصیه میکند از آنها دوری کند. عقل را بهعنوان فرمانروا معرفی میکند و میگوید باید در خدمت حقیقت و حق بود. همچنین از او میخواهد که در مسیر مردانگی قدم بردارد و دروغ نگوید. اشاره به شخصیتهایی مانند زلیخا و موسی، بهمنظور اشاره به اهمیت واقعیت و دوری از افسانهها و بدعتها دارد. در نهایت، او را بهسوی حق و قرآن هدایت میکند و از هرگونه قضاوت غیرموجه برحذر میدارد.