شمارهٔ ۱۴۱ سنایی
سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای به عین حقیقت اندر عین
باز کرده ز بهر دیدن عین
پیش عین تو عین دوست عیان
تو رسیده به عین و گویی این
چون تو آید ز عین تو همه تو
ایستاده چو سد ذوالقرنین
تا تو گویی تو آن نه تو تو تویی
آن تو از تو دروغ باشد و مین
کی مسلم بود ترا توحید
چون که اثبات می کنی اثنین
بیش تو زان میان به باطل و حق
چند گویی تفاوت ما بین
در یکی حال مستحیل بود
اجتماع وجود مختلفین
اول از پیش خویش نه قدمی
تا جدا گردد اصل مال از دین
نظر از غیر منقطع کن زانک
شاهد غیر در دل آور عین
چند گویی ز حال غیر که قال
قال بیحال عار باشد و شین
چون سنایی ز خود نه منقطعی
که حکایت کنی ز حال حسین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی موضوعاتی مانند حقیقت، شناخت و توحید میپردازد. شاعر به بیان این نکته میپردازد که درک واقعیات، تنها با تمرکز بر حقیقت و عین ممکن است. او تأکید میکند که برای رسیدن به درک صحیح، باید از تصورات و دیدگاههای غیر واقعی فاصله گرفت و به حقیقت بیچون و چه نگاه کرد. شاعر به وجود دوگانگی در درک الهیات اشاره میکند و میگوید که اثبات دوگانگی (اثنین) به معنای عدم شناخت صحیح توحید است. او همچنین به این نکته اشاره میکند که فهم و حقیقت باید از درون و در پیوند با خود، بدون توجه به غیر، حاصل شود. شاعر مینگارد که اگر کسی از حالت واقعی خود جدا شود و به غیر توجه کند، نتواند به درک واقعی و عمیق دست یابد. در نهایت، او بر اهمیت شناخت درونی و رویا روی با حقایق تأکید میکند.