شمارهٔ ۱۶۳ سنایی
سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گفتم بنالم از تو به یاران و دوستان
باشد که دست ظلم بداری ز بیگناه
بازم حفاظ دامن همت گرفت و گفت
زنهار تا از او به جزا و ناوری پناه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر از ظلمی که به بیگناهی شده، به دوستانش شکایت میکند و طلب یاری میکند تا از ظلم جلوگیری شود. اما همت او میگوید که نباید به جزا و ناامیدی پناه ببرد و باید مراقب باشد.