نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۷ سنایی

سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای زده بر فلک سراپرده

رخت بر تخت عیسی آورده

ای که از رشک نردبان فلک

با خود از خاک بر فلک برده

گر کسان گرسنه گرد تو در

همه با گوشت مرغ خو کرده

پس اگر بر پریده او سوی تو

نپریده ازو بیازرده

نیک زشتست با چو تو عمری

ظلم را پر و بال گسترده

داده همنام خود به ده مطلب

یاری از هندوان نو برده

کی تواند سپیدچرده شده

آنکه کرد ایزدش سیه‌چرده

ای درون هزار پرده شده

لن ترانی نبشته بر پرده

گر که مستوجبست حد ترا

این سنایی شراب ناخورده

هم وبالی نباشدت گر ازو

در گذاری گناه ناکرده

بدهی این گدای گرسنه را

بدل نان برنج پرورده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمجید از خداوند و زیبایی‌های آفرینش پرداخته است. شاعر به شکوه و عظمت خدایی اشاره می‌کند که همه چیز را از خاک به آسمان می‌برد و نعمت‌های زیادی را به بندگانش عطا می‌کند. او همچنین به وضعیت بشر و نیازهای او اشاره می‌کند و می‌گوید اگر کسی در تنگنای مالی باشد، باید به او رسیدگی شود. در نهایت، شاعر به اهمیت بخشش و مهربانی تأکید می‌کند و دعوت به کمک به نیازمندان می‌کند.