شمارهٔ ۱۷۰ سنایی
سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا کی اندر راه دین با نفس دمسازی کنی
بر در میدان این درگاه طنازی کنی
کوزه و ابریق برداری و راه کج روی
جامهٔ صدیق در پوشی و غمازی کنی
ور تو خواهی کز کمان شهوت و تیر نفاق
از سر انگشت دف زن ناوکاندازی کنی
نزد مغفرها ستور لنگ گردی و آنگهی
پیش معجرها حدیث از مرکب تازی کنی
چون به کنجی باز بنشینی و با یاران حدیث
از گل و گرمابه و از شانهٔ رازی کنی
رو به گرد خاکبازی گرد کین آن راه نیست
کاندرین ره با براق خلد خر تازی کنی
تا تو خود کی مرد آن باشی که خود را چون خلیل
در کف محنت چو گوی پهنهٔ غازی کنی
نیست سودای دفاع تو که در بازار صدق
با خس و خاشاک میخواهی که بزازی کنی
وقت آب و تخم کشتن گشته شیطان را قرین
وقت خرمن کوفتن با موسی انبازی کنی
مگذران در لهو و بازی عمر لیکن روز حشر
کیفر آن گاهی بری با حور عین بازی کنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به انتقاد از افرادی میپردازد که در مسیر دین و spirituality تنها به ظواهر میپردازند و از حقیقت و عمق معانی دین غافلند. شاعر از آنها میخواهد که از بازیهای دنیوی و ظاهرسازی دست بردارند و به درک عمیقتری از ایمان و حقیقت برسند. او به تمسخر به رفتارهایی که خارج از جوهر دین است، اشاره میکند و تأکید میکند که باید در پی حقیقت و صداقت باشند، نه درگیر مسائل بیاهمیت. شخصیتهای روحانی نیز، به ویژه در روز حساب و جزا، باید خود را آماده کنند و نتایج اعمالشان را در نظر بگیرند. در نهایت، شاعر دعوت به خودآگاهی و تلاشی واقعی در مسیر راستین دین میکند.