شمارهٔ ۱۸۵ - و نیز سنایی
سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
سخن را به خواب اندرون دوش گفتم
که گر شدی معزی تو دایم همی زی
فلک سرد بادی برآورد و گفتا
دریغا معزی دریغا معزی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، شاعر روایتی از یک گفتوگو با خواب دارد. او به خواب میگوید که اگر معزی (دوست یا محبوب) دائماً در کنار او باشد، خوشحال خواهد بود. اما ناگهان، بادی سرد از آسمان میوزد و فلک به افسوس میگوید که معزی را از دست داده است. این ابیات احساسات عشق و فقدان را به تصویر میکشند.