شمارهٔ ۲ سنایی
سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خیز ای دل زین برافگن مرکب تحویل را
وقف کن بر ناکسان این عالم تعطیل را
پاک دار از خط معنی حرف رنگ و بوی را
محو کن از لوح دعوی نقش قال و قیل را
اندرین صفهای معنی در معنی را مجوی
زان که در سرنا نیابی نفخ اسرافیل را
کی کند برداشت دریا در بیابان خرد
ناودان بام گلخن سیل رود نیل را
دست ابراهیم باید بر سر کوی وفا
تا نبرد تیغ بران حلق اسماعیل را
مرد چون عیسی مریم باید اندر راه صدق
تا بداند قدر حرف و آیت انجیل را
در شب تاری کجا بیند نشان پای مور
آنکه او در روز روشن هم نبیند پیل را
هر کسی بر تخت ملکت کی تواند یافتن
همچو گیسوی عروسان دستهٔ زنبیل را
از برون سو آب و روغن سود کی دارد ترا
چون درونسو نور نبود ذرهای قندیل را
خیز و اکنون خیز کانساعت بسی حسرت خوری
چون ببینی بر سر خود تیغ عزراییل را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دعوت به بیداری و توجه به امور معنوی پرداخته است. شاعر از دل میخواهد که از تعلقات دنیوی و ظواهر عبور کند و به عمق معانی بپردازد. او تأکید میکند که در میان این دنیای مادی، نباید دست از جستجوی حقیقت و معنای عمیق برداشت و نباید به ظواهر اکتفا کرد. اشارهای به ضرورت صداقت و وفا در زندگی میشود و از آیات و نشانههای الهی صحبت میشود. در نهایت با یادآوری گذر زمان و نزدیک شدن به مرگ، انسان را به خودآگاهی و عمل به حقایق زندگی ترغیب میکند.