نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ - شکایت از روزگار سنایی

سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ضربت گردون دون آزادگان را خسته کرد

کو دل آزاده‌ای کز تیغ او مجروح نیست

در عنا تا کی توان بودن به امید بهی

هر کسی را صابری ایوب و عمر نوح نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساس خستگی و رنج آزادگان از ظلم و مصائب می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که در برابر ظلم و درد، تعداد کمی از انسان‌ها مانند دل‌های آزاده وجود دارند که از جراحات ناشی از آن مصون مانده‌اند. او همچنین سوال می‌کند که تا کی می‌توان به امید روزهای بهتر زندگی کرد، زیرا همه افراد دارای صبر و استقامت به اندازه‌ی ایوب یا طول عمر نوح نیستند.