شمارهٔ ۵۴ - در رثای زکی الدین بلخی سنایی
سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
روح مجرد شد خواجه زکی
گام چو در کوی طریقت نهاد
خواست که مطلق شود از بند غیر
دست به انصاف و سخا بر گشاد
دادهٔ هر هفت فلک بذل کرد
زادهٔ هر چار گهرباز داد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، خواجه زکی با گام نهادن در مسیر طریقت، به دنبال رهایی از وابستگیها و تعلقات دنیوی است. او با دستگیری و بخشش، همه آنچه را که دارد به دیگران میدهد و از آسمانها و زمین بهرهمند میشود. در واقع، او قصد دارد به مطلق یا حقیقتی برتر دست یابد.