نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸ سنایی

سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

شکر ایزد را که تا من بوده‌ام

حرص و آزم ساعتی رنجه نکرد

هیچ خلق از من شبی غمگین نخفت

هیچ کس روزی ز من خشمی نخورد

از طمع هرگز ندادم پشت خم

وز حسد هرگز نکردم روی زرد

نیستم آزاد مرد ار کرده‌ام

یا کنم من قصد هیچ آزاد مرد

با سلامت قانعم در گوشه‌ای

خالی از غش فارغ از ننگ و نبرد

چند چیزک دوست دارم زین جهان

چون گذشتی زین حدیث اندر نورد

جامهٔ نو جای خرم بوی خوش

روی خوب و کتب حکمت تخت نرد

یار نیک و بانگ رود و جام می

دیگ چرب و نان گرم آب سرد

برنگردم زین سخن تا زنده‌ام

گر خرد داری تو زین هم بر نگرد

گرد غم بنشان به می خوردن ز عمر

پیش از آن کز تو برآرد چرخ گرد

نسیه را بر نقد مگزین و بکوش

تا نباشی یک زمان از عیش فرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از رضایت و آرامش در زندگی‌اش سخن می‌گوید. او از اینکه هرگز حرص و آز نداشته و هیچ‌کس را ناراحت نکرده، ابراز خوشحالی می‌کند. او به دوری از حسد و تلاش برای رضایت از زندگی اشاره دارد و بر این باور است که زندگی باید در کمال آرامش و بدون غش و ننگ سپری شود. شاعر چیزهایی چون لباس نو، بوی خوش، دوستان نیک، و لذت‌های ساده زندگی را می‌پسندد و بر اهمیت نوشیدن می در مقابله با غم‌ها تأکید می‌کند. او توصیه می‌کند که از لذت‌های زندگی بهره‌برداری کنیم و به خاطر مشکلات و غم‌ها زندگی را از دست ندهیم.