شمارهٔ ۷۵ - در هجای «معجزی» شاعر سنایی
سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
معجزی خود ز معجز ادبار
نزد هر زیرکی کم از خر بود
خود همه کس برو همی خندید
زان که عقلش ز جهل کمتر بود
زین چنین کون دریده مادر و زن
ریشخندش نیز درخور بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات به این موضوع اشاره دارند که معجزات میتوانند ناشی از بداقبالی باشند و عقل فردی که از جهل خود بیخبر است، ارزش کمتری دارد. در اینجا به وضعیتی اشاره میشود که همه بر فردی میخندند چون او نسبت به واقعیتها بیخبر است و دور از آگاهی است. در نهایت، به نوعی انتقاد از اوضاع اجتماعی و انسانی اشاره شده و بیان میکند که وضعیت این فرد مستحق ریشخند است.