نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۲ سنایی

سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای بس که نباشی تو و ای بس که درین چرخ

بی تو زحل و زهره به حوت و حمل آید

هرچ آن تو طمع داری کاید ز کواکب

ویحک همه از حکم قضای ازل آید

روزی که به دیوان مثلا دیرتر آیی

ترسی که در اسباب وزارت خلل آید

گفته‌ست سنایی که ترا با همه تعظیم

ای بس که به دیوان وزارت بدل آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی اهمیت و نبودن یک شخص خاص در زندگی اشاره دارد. شاعر از این می‌گوید که حتی در زمان‌ها و مکان‌های مختلف، نبودن آن فرد باعث تغییرات و مشکلاتی می‌شود. زحل و زهره، که نمادهایی از سیارات هستند، بدون او به وضعیتی نادرست تبدیل می‌شوند. شاعر همچنین به این نکته اشاره می‌کند که تمام آنچه آدمی به آن امید دارد، از سرنوشت مقدر ناشی می‌شود. در پایان، به قدرت و اهمیت این فرد در امور سیاسی و اداری اشاره شده و گفته می‌شود که بودن یا نبودن او تأثیرات عمیقی بر دربار و وزارت دارد.