شمارهٔ ۹۴ سنایی
سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عاشق دیندار باید تا که درد دین کشد
سرمهٔ تسلیم را در چشم روشن بین کشد
با قناعت صلح جوید محرم حرمت شود
برگ بیبرگی به فرق زهره و پروین کشد
دیدهٔ یعقوب را دیدار یوسف توتیاست
سینهٔ فرهاد باید تا غم شیرین کشد
جعفر طیار باید تا به علیین پرد
حیدر کرار باید تا ز دشمن کین کشد
هر خسی از رنگ و گفتاری بدین ره کی رسد
مرد چون صدیق باید تا سم تنین کشد
نور بو یوسف نداری کی رسی در چاه علم
بایزید فقر باید فاقهٔ ماتین کشد
از سعادتها سنایی در سرخس افگند رخت
شکر این از شور بختی محنت غزنین کشد
برگ بیبرگی نداری گرد آن درگه مگرد
چشم هر نامحرمی کی بار نقش چین کشد
چند ازین دعوی بیمعنی بیبرهان تو
مدعی فردا به محشر رخت زی سجین کشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر شرایط و ویژگیهای یک عاشق دیندار است. شاعر میگوید که برای عشق به خدا و دین، باید درد و رنج آن را تحمل کرد و با قناعت و صلح در زندگی پیش رفت. همچنین، برای رسیدن به حقیقت و علم، باید درون خود را پاک کنیم و از فقر و محرومیت نترسیم. در نهایت، اشاره میشود که هر کس نمیتواند به مقام و معرفت دست یابد مگر آنکه سختیها و مشقتها را شکیبا باشد و تلاش کند. این شعر به طور کلی دعوت به صبر، تلاش و وفاداری به دین و اخلاق است.