نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ - افگنده در شور و شغب جان و دل عشاق را سنایی

سنایی غزنوی / مسمطات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

ای کودک زیبا سلب سیمین بر و بیجاده لب

سرمایهٔ ناز و طرب حوران ز رشکت در تعب

زلف و رخت چون روز و شب زان زلفکان بلعجب

افگنده در شور و شغب جان و دل عشاق را

زیبا نگار نازنین رخ چون گل و بر یاسمین

پاکیزه چون حور معین پیرایهٔ خلد برین

بادا بر املاق آفرین کاید چو تو زان حور عین

فخرست بر ما چین و چین از بهر تو املاق را

عیار یار دلبری با غمزه و جان دلبری

کردی ز جانم دل بری زان چشمکان عبهری

در سحر همچون ساحری سنگین دل و سیمین‌بری

دارم فزون ای سعتری در دل دو صد مرزاق را

داری تو ای سرو روان بر لاله و بر ارغوان

از مشک و عنبر صولجان از عشقت ای حور جنان

گشتم قضیب خیزران سرندر جان و جهان

چندین چه داری در غمان مر عاشق مشتاق را

از هجرت ای چون ماه و خور کردی مرا بی‌خواب و خور

بسته دل و خسته جگر لب خشک دارم دیده تر

عهدی که کردی ای پسر با من تو ای جان پدر

زنهار بر جانم مخور مشکن تو آن میثاق را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی یک کودک سخن می‌گوید که ویژگی‌های خاص او را توصیف می‌کند. شاعر به ناز و طرب او اشاره می‌کند و از زلف و زیبایی‌اش سوء استفاده می‌کند. او را با حوران بهشتی مقایسه می‌کند و بر پاکیزگی او تأکید می‌ورزد. در ادامه، شاعر از عشق و دلبستگی‌اش به این کودک می‌نویسد و غم دوری را به تصویر می‌کشد. او از عهدی که میانشان بسته شده یاد می‌کند و از او درخواست می‌کند که دلش را نشکند و به میثاقشان وفادار بماند. این شعر غم و شادی عشق را به زیبایی بیان می‌کند.