نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

رباعی شمارهٔ ۴۱ سنایی

سنایی غزنوی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

تا زلف بتم به بند زنجیر منست

سرگشته همی روم نه هشیار و نه مست

گویم بگرم زلف ترا هر چون هست

نه طاقت دل یابم و نه قوت دست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شاعر از دلبستگی و محبت به معشوق سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که زلف معشوقش مثل زنجیری او را در بند کشیده و او در حالی که نه هوشیار است و نه مست، در جستجوی معشوق بارها سرگردان شده است. شاعر می‌گوید هر بار که بخواهد زلف معشوق را بگیرد، نه دلش طاقت این کار را دارد و نه قدرت جسمی‌اش اجازه می‌دهد.