بخش ۱۹ - فصل اندر صُنع و قدرت سنایی
سنایی غزنوی / الباب الاوّل: در توحید باری تعالی / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
نقش بند برون گلها اوست
نقشدان درون دلها اوست
صُنع او را مقدّمست عدم
ذات او را مسلّم است قدم
تا ترا کبر تیز خشم نکرد
تا ترا چشم تو به چشم نکرد
پای طاووس اگر چو پر بودی
در شب و روز جلوهگر بودی
که تواند نگاشت در آدم
نقشبند قلم نگار قدم
عقل را کرده قایل سورت
مایه را کرده قابل صورت
مبدع هست و آنچ ناهست او
صانع دست و آنچ در دست او
قبلهٔ عقل صنع بیخللش
کعبهٔ شوق، ذات بی بدلش
عقل را داده راه بیداری
تو همی عقل را چه پنداری
سگ و سنگست گلخنی و رهی
تو چو لعل از برون حقّه بهی
سیم بهر هزینه دارد شاه
لعل بهر خزینه دارد شاه
سیم زار از نهاد وارونست
لعل شاد از درون پرخونست
ساخت دولابی از زبرجد ناب
کوزه سیمین ببست بر دولاب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف خالق و نقش او در جهان و دلها میپردازد. مولف به نقش بند برون گلها و درون دلها اشاره میکند و به محدودیتهای عقل و درک انسان در برابر عظمت خالق اشاره دارد. او بیان میکند که خالق، وجود را از عدم ایجاد کرده و ذات او نیز ازلی و جاودانه است. همچنین خالق درک و بینش را به عقل داده و عقل به عنوان راهنمای بیداری معرفی میشود. در نهایت، تفاوت بین ارزشهای دنیوی و معنوی را مورد توجه قرار میدهد و به زیباییهای درونی انسان و خارقالعاده بودن وجود او اشاره میکند.