بخش ۲۷ - تمثیل سنایی
سنایی غزنوی / الباب الاوّل: در توحید باری تعالی / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
یاد دار این سخن از آن بیدار
مرد این راه حیدر کرّار
فَاعبُدِ الرّبَ فیالصّلوةِ تَراه
ور نباشی چنین تو وا غوثاه
آنچنانش پرست در کونین
که همی بینیش به رأیالعین
گرچه چشمت ورا نمیبیند
خالق تو ترا همی بیند
ذکر جز در ره مجاهده نیست
ذکر در مجلس مشاهده نیست
رهبرت اول ارچه یاد بُوَد
رسد آنجا که یاد باد بُوَد
زانکه غوّاص از درون بحار
آب جوید کُشد هم آبش زار
فاخته غایبست گوید کو
تو اگر حاضری چه گویی هو
حاضران را ز هیبت است منال
گر ترا حصه غیب است بنال
نالهٔ شوق فاخته بشنو
حالت و ذوق ساخته به دو جو
کانکه خشنودی احد جوید
نور توحید در لحد جوید
لحدش روضهٔ بهشت شود
در دو چشمش بهشت زشت شود
حاضر آنگه شوی که در مأمن
حاضر دل بوی نه حاضر تن
تا در این خطّهٔ تکاپویی
یا همه پشت یا همه رویی
چون ازاین خطه یک دو خطوط رفت
جان طالب عنان عشق گرفت
هرکه شد لحظهای ز خود خشنود
سالها بند شد به آتش و دود
کی بدین اصل و منصب ارزانی است
جز کسی کس سرِ مسلمانیست
عشق و آهنگ آن جهان کردن
شرط نبود حدیث جان کردن
مردگی جهل و زندگی دینست
هرچه گفتند مغز آن اینست
آن کسانی که مرد این راهند
از غم جان و دل نه آگاهند
چون گذشتی ز عالم تک و پوی
چشمهٔ زندگانی آنجا جوی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
سخن در مورد بیداری و فراگیری عشق و ایمان به خداوند است. شاعر به اهمیت عبودیت و نماز اشاره میکند و میگوید که باید در جستجوی حقیقت و محبت خداوند برآییم. او به کسانی که در این مسیر هستند توصیه میکند که برای رسیدن به مقام معرفت واقعی، باید از قید و بندهای مادی رها شوند. عشق به خدا و تلاش برای درک او، نه تنها در عبادت بلکه در تمام جنبههای زندگی باید نمود پیدا کند. در نهایت، زندگی صحیح و واقعی را در پیوستگی به خدا و درک عشق او میبیند و بر این باور است که تنها کسانی که از جنبه مادی فراتر رفتهاند، قادر به درک این حقیقتهای عمیق هستند.