نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶۲ - المثل فی الخشوع و حضور القلب فی الصّلوة قصّة امیرالمؤمنین علیه‌السّلام سنایی

سنایی غزنوی / الباب الاوّل: در توحید باری تعالی / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

در اُحد میر حیدر کرّار

یافت زخمی قوی در آن پیکار

ماند پیکان تیر در پایش

اقتضا کرد آن زمان رایش

که برون آرد از قدم پیکان

که همان بود مرورا درمان

زود مرد جرایحی چو بدید

گفت باید به تیغ باز برید

تا که پیکان مگر پدید آید

بستهٔ زخم را کلید آید

هیچ طاقت نداشت بادمِ گاز

گفت بگذار تا بوقت نماز

چون شد اندر نماز حجّامش

ببرید آن لطیف اندامش

جمله پیکان ازو برون آورد

و او شده بی‌خبر ز ناله و درد

چون برون آمد از نماز علی

آن مر او را خدای خوانده ولی

گفت کمتر شد آن اَلم چونست

وز چه جای نماز پُر خونست

گفت با او جمال عصر حسین

آن بر اولاد مصطفی شده زَیْن

گفت چون در نماز رفتی تو

برِ ایزد فراز رفتی تو

کرد پیکان برون ز تو حجام

باز نا داه از نماز سلام

گفت حیدر به خالق الاکبر

که مرا زین اَلم نبود خبر

ای شده در نماز بس معروف

به عبادت برِ کسان موصوف

این‌چنین کن نماز و شرح بدان

ورنه برخیز و خیره ریش ملان

چون تو با صدق در نماز آیی

با همه کام خویش باز آیی

ور تو بی‌صدق صد سلام کنی

نیستی پخته کار خام کنی

یک سلامت دو صَد سلام ارزد

سجدهٔ صدق صد قیام ارزد

کان نمازی که عادتی باشد

خاک باشد که باد برپاشد

اندرین ره نماز روحانی

آن به آید که خشک جنبانی

جان گدازد نماز بار خدای

خشک جنبان بود همیشه گدای

بود از روی جهل و نااهلی

چون بجوید طریق بوجهلی

گرت باید که مرد باشی مرد

خشک بگذار و گردِ دریا گرد

گرت نبوَد ز بحر دُرّ خوشاب

هم تو دانی که در نمانی از آب

چنگ در راه حق زن ای سرهنگ

گرت نبود مراد نبود ننگ

مرد کز آب و خاک دارد عار

به هوا بر نشیند آتش‌وار

کله آسمان منه بر سر

تا بیابی ز جبرئیل افسر

تاج گردد ترا کلاه مَلَک

باشگونه شود کلاه فلک

تا بدانی حق از هوا و هوس

کین همه هیچ نیست زی تو و بس

عدمت چون وجود یکسانست

هرچه تو خواستی همه آنست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، درباره‌ی حادثه‌ای از زندگی حضرت علی (ع) در میدان نبرد صحبت می‌شود. ایشان پس از زخمی شدن و وجود پیکان در پایش، تصمیم می‌گیرد که تا پایان نماز صبر کند و سپس زخم را درمان کند. بعد از نماز، خداوند به علی (ع) می‌گوید که او در هنگام نماز از درد بی‌خبر بوده است و این امر او را به فکر واداشته است. ضمناً، شاعر بر اهمیت روحانی و خلوص در نماز تأکید می‌کند و می‌گوید که نماز باید با صدق و خشوع باشد تا اثر گذار باشد. او به انسان‌ها توصیه می‌کند از عادات خشک دوری کنند و به معنای حقیقی عبادت برسند. در نهایت، بر این موضوع تأکید می‌شود که انسان باید به جستجوی حق و حقیقت بپردازد و نه فقط به ظواهر دینی.