بخش ۷ - فصل فی ان الاستواء معقول والکیفیة مجهول سنایی
سنایی غزنوی / الباب الاوّل: در توحید باری تعالی / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
آن یکی رجل گفته آن یک ید
بیهده گفتهها ببرده ز حد
وآن دگر اصبعین و نقل و نزول
گفته و آمده به راه حلول
وان دگر استواء عرش و سریر
کرده در علم خویشتن تقدیر
یکی از جهل گفته قعد و جلس
بسته بر گردن از خیال جرس
وجه گفته یکی دگر قدمین
کس نگفته ورا که مطلب این
زین همه گفته قال و قیل آمد
حال کوران و حال پیل آمد
جل ذکره منزه از چه و چون
انبیا را شده جگرها خون
عقل را زین حدیث پی کردند
علما را علوم طی کردند
همه بر عجز خود شدند مقرّ
وای آنکو به جهل گشت مُصرّ
متشابه بخوان در او ماویز
وز خیالات بیهده بگریز
آنچه نص است جمله آمنا
وآنچه اخبار نیز سلمنا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بحثهای کلامی و تفسیرات بیهوده در مورد مفهوم خدا و صفات او اشاره دارد. شاعر بیان میکند که عدهای با گفتارهای پیچیده و تفاسیر مختلف از خداوند و صفاتش، تنها به ایجاد سردرگمی و فرار از حقیقت میپردازند. او به روشهایی که علماء و متکلمین برای فهمیدن خدا به کار میبرند، انتقاد میکند و از عدم درک درست آنها از خداوند و صفاتش ابراز نارضایتی میکند. با نگاهی به عجز انسانها و محتوای متشابه در اعمال و گفتارشان، شاعر به مردم توصیه میکند که به متون واضح و نصوص آئینی ایمان بیاورند و از خیالپردازیهای بیهوده دوری کنند. در نهایت، او به سادگی ایمان به خدا و تسلیم در برابر اراده او را برمیگزیند.