نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵ - ذکر هدایت قرآن سنایی

سنایی غزنوی / الباب الثانی:‌ فی الکلام ذکر کلام الملک العلّام یسهل المرام / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

رهبر است او و عاشقان راهی

رسن است او و غافلان چاهی

در بُن چاه جانت را وطن است

نور قرآن به سوی او رسن است

خیز و خود را رسن به چنگ آور

تا بیابی نجات بوک و مگر

ورنه گشتی به قعر چاه هلاک

آب و بادت دهد به آتش و خاک

تو چو یوسف به چاهی از شیطان

خردت بشری و رسن قرآن

گر همی یوسفیت باید و جاه

چنگ در وی زن و برآی ز چاه

تو چو یوسف به شاهی ارزانی

گردی آنگه که سرِّ او دانی

رادمردان رسن بدان دارند

تا بدان آب جان به دست آرند

تو رسن را ز بهر آن سازی

تا کنی بهر نان رسن بازی

کس نداند دو حرف از قرآن

با چنین دیده در هزار قران

دست عقلت چو چرخ گردانست

پای بند دلت تن و جان است

گر ترا تاج و تخت باید و جاه

چه نشینی مقیم در بُن چاه

یوسف تو به چاه درماندست

دل تو سورهٔ سفه خواندست

رسن از درد ساز و دلو از آه

یوسف خویش را بر آر از چاه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مفهوم رهبری و راهیابی در زندگی اشاره دارد. رهبر، همانند دارنده‌ای است که راهی را به عاشقان نشان می‌دهد، و در عین حال، غافلان را به چاهی عمیق می‌اندازد. روح انسان در این چاه قرار دارد و قرآن به عنوان نوری برای راهنمایی و نجات ذکر شده است. شاعر مردم را دعوت می‌کند تا با استفاده از رسن (که نماد قرآن و دانش است)، خود را به سوی نجات بکشند و از قعر چاه هلاکت بیرون آیند. همچنین، اشاره به شخصیت یوسف و مصیبت‌های او دارد که نشان می‌دهد اگر انسان بخواهد به مقام و مرتبه‌ای برسد، باید از چاه‌های سختی عبور کند. در نهایت، شعر بر اهمیت علم و آگاهی تأکید می‌کند و به این نکته می‌پردازد که هیچ‌کس بدون دانش نمی‌تواند حقیقت را درک کند.