بخش ۶ - فی عزّةالقرآن انّها لیست بالاعشار والاخماس سنایی
سنایی غزنوی / الباب الثانی: فی الکلام ذکر کلام الملک العلّام یسهل المرام / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بهر یک مشت کودک از وسواس
نامش اعشار کردهای و اخماس
کرده منسوخ حکم هر ناسخ
نشده در علوم آن راسخ
متشابه ترا شده محکم
کرده بر محکمش معوّل کم
تو رها کرده نور قرآن را
وز پی عامه صورت آنرا
ساخته دست موزهٔ سالوس
بهر یک من جو و دو کاسه سبوس
گه سرودش کنی و گاه مثل
گاه سازی ازو سلاح جدل
گه زنی در همش به بیادبی
گه شمارش کنی به بوالعجبی
گه ز پایان به سر بری به خیال
گه درونش برون کنی به محال
گه کنی بر قیاس خود تأویل
گه کنی حکم را برین تحویل
گه به رای خودش کنی تفسیر
گه به علم خودش کنی تقریر
می نگردی مگر به بیغاره
گرد صندوقهای سی پاره
گاه گویی رفیق جاهل را
یا نه کرباسباف کاهل را
که نویسم ترا یکی تعویذ
پاکدار ای جوان مدار پلیذ
لیک هدیه پگاه میباید
خون مرغ سیاه میباید
این همه حیله بهر یک دو درم
شام تا چاشتی ز بهر شکم
عمر بر دادهای به خیره به باد
من چه گویم برو که شرمت باد
در یکی مسجدی خزی به هوس
حلق پر بانگ همچو نای و جرس
زین هوس شرم شرع و دینت باد
یا خرد یا اجل قرینت باد
با چنین خود و فضل و فرهنگت
شرم بادا که نیست خود ننگت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن شاعر درباره کودکانی که به تفاسیر و معانی قرآن به شیوهای نادرست و وسواسی میپردازند، انتقاد میکند. او میگوید که از آیات قرآن برداشتهای نادرست و سلیقهای میکنند و با تفسیرهای بیبنیاد، دین و شریعت را زیر سوال میبرند. شاعر اشاره میکند که این افراد به ظواهر و ظاهر برخی آیات توجه میکنند و عمق معانی آنها را نادیده میگیرند. او نسبت به این نحوه تفکر هشدار میدهد و میگوید که چنین کسانی عمر خود را در راههای بیهوده و خدشهدار کردن مسائل دینی صرف میکنند. در نهایت، شاعر از آنها میخواهد که شرمنده باشند و به تعالیم واقعی قرآن و دین توجه کنند.