نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷ - ذکر حجّت قرآن سنایی

سنایی غزنوی / الباب الثانی:‌ فی الکلام ذکر کلام الملک العلّام یسهل المرام / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

باش تا روز عرض بر یزدان

گلهٔ جان تو کند قرآن

گوید این ماحل مصدّق تو

چند باطل کشید بر حق تو

گوید ای کردگار می‌دانی

آشکارا چنانکه پنهانی

شب و روزم بخواند با فریاد

داد یک حرف من به صدق نداد

حق نحو و معانی و اعراب

زو ندیدم به صدق در محراب

حنجره در سرود نیک آید

جامهٔ غم کبود نیک آید

به جز از گفت و گوی دمدمه‌ای

نیست گوشی نصیب زمزمه‌ای

گه بخواندی مرا به راه مجاز

خیره بگشاده چون خران آواز

که بسی لاف زد به دعوی ما

پس ندانست قدر معنی ما

سوی میدان خاص اسب بتاخت

روی ما از نقاب ما نشناخت

بر سرِ کوی ما ز زشت و نکو

سگی آمد کسی نیامد ازو

عقل و جان را به حکم من نسپرد

سوی رای و هوای خویشم برد

گه به تیغ هوا بخست مرا

گاه بر دام نفس بست مرا

گه به سوی شراب راند مرا

گه به راه سرود خواند مرا

گه شکستی چوچوب را سکنه

سر و روی حروفم از شکنه

گه چو قوّال کرده از نغمه

متفرّق حروفم از زخمه

ای مدبّر ز مُدبری چونین

خواهم انصاف تو به یوم‌الدین

در سرای مجاز از سر ناز

گه به بازار و گه به بانگ نماز

جلوه کردی برای اعجازی

گه به حرفی و گه به آوازی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این قطعه شعر، شاعر به مضامین عمیق دینی و شناخت حقیقی اشاره می‌کند. او از خداوند می‌خواهد که در روز قیامت، حقیقت جان او و وضعیت روحانی‌اش را ارائه دهد. شاعر به ناکامی خود در درک معانی واقعی قرآن و حقایق الهی اشاره می‌کند و از بی‌توجهی مردم به فهم عمیق معانی می‌نالد. او بیان می‌کند که زندگی‌اش تحت تأثیر هوای نفس و مشکلات روزمره است و به دنبال راهی برای درک صحیح و انصاف در زندگی است. در نهایت، شاعر خواهان توجه و رستگاری در روز حساب است و به تأمل در مفهوم واقعی کلام و خشوع در عبادت می‌پردازد.