بخش ۲۵ - صفت جنگ جَمل سنایی
سنایی غزنوی / الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیهالسّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
در جمل چون معاویه بگریخت
خون ناحق بسی به خیره بریخت
شد هزیمت به جانب بغداد
گشته از فعل زشت خود ناشاد
سرِ احرار حیدر کرّار
سرفراز مهاجر و انصار
چون مصاف معاویه بشکست
یافت بر لشکر معاویه دست
جملِ آن ستیزه را پی کرد
برگ و ساز معاویه فی کرد
هودج زن به خاک تیره فتاد
وز خجالت نقاب رخ نگشاد
گفت بد کردهام امانم ده
وز ترحّم کنون زمانم ده
چون بدیدند زود برگشتند
در خوی و خون ورا نیاغشتند
خواند حیدر برادرش را زود
جملهٔ حالها روا بنمود
رفت زی او محمّدِ بوبکر
آن همه صدق و فارغ از همه مکر
پس برآهیخت تیغ تا بزند
گفت حیدر مکن که کس نکند
عفو کن تا به سوی خانه رود
بعد از این کارهای بد نکند
برگرفتش محمّد از سرِ راه
جمله لشکر شده ز کار آگاه
به سوی مکه زود بفرستاد
در تواضع محلّ او بنهاد
با هزاران خجالت و تشویر
رفت زی مکه جفت گُرم و زحیر
عاقبت هم به دست آن یاغی
شد شهید و بکشتش آن طاغی
آنکه با جفتِ مصطفی زینسان
بد کند مر ورا به مرد مخوان
چون ازاین گشت فارغ آن بدمرد
قصد جان امیر حیدر کرد
تا برآورد زو به حیله دمار
تو مر این شخص را به مرد مدار
پسرِ هند اگر بدو بد کرد
آن بدی دان که جمله با خود کرد
چه زیان آفتاب را از ابر
کی شود جفت با مسلمان گبر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، شاعر به روایت نبردی بین لشکر امام علی (ع) و معاویه میپردازد. معاویه که با شکست مواجه میشود، به بغداد فرار میکند و در این حال خونهای بیگناهی ریخته میشود. امام علی (ع) در جلسهای پیروزیهای خود را بر لشکر معاویه یادآور میشود و میخواهد با رعایت عفت و گذشت با او برخورد کند. در نهایت، به پیروزی حیدر (امام علی) اشاره میشود که بعدا به شهادت میرسد. همچنین، شاعر به صحبت درباره بدیها و تهدیدهایی که به امام علی (ع) میشود، میپردازد و میگوید که کسانی که به او بدی کردهاند در واقع به خودشان آسیب میزنند. این متن در قالب شعر، نگاهی به وقایع تاریخی و اخلاقی فعالیتهای نیک و بد در جنگها دارد.