نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۸ - ستایش امام شافعی رضی‌اللّٰه عنه سنایی

سنایی غزنوی / الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ذکر الامام العالم العارف جمال‌الدّین کمال الاسلام مفتی الشرق والغرب سیّدالعلماء والفقهاء مفتاح الشریعة سراج‌السنّه کنوز الاحادیث ابی‌عبداللّٰه محمّدبن ادریس شافعی رحمة‌اللّٰه علیه.

چون فروشد چراغ دین نبی

روی بنمود ماه مطّلبی

از پس بدرِ دین نه دیر چه زود

آفتابِ زمانه چهره نمود

رَو بجو ار ز دیده در طلبی

راهِ شرع از امام مطلبی

اصل او در قواعد و بنیان

فرع نسل مُعد بن عدنان

نسبش با رسول پیوسته

ادبش از فضول بگسسته

درسِ دین ساخت از پی تقدیس

صدر سنّت محمّد ادریس

از پی طالبان نورِ یقین

خویشتن وقف کرده بر درِ دین

بر خود از عقل خویش هیچ نساخت

در ره شرع خویشتن درباخت

مصطفی گفته او شنیده به جان

زان نموده به شرع او برهان

تا حدیثِ پیمبر او خوانده

بر خودش اعتماد نامانده

آنکه نارد چنو صنایع دهر

کرده خصمان دینِ حق را قهر

بوده در راهِ دین امام به حق

که امامت ورا سزد مطلق

همّتش دین فروز و عرش گذار

فطنتش فتنه سوز و شغل گزار

کرده شاگردی حدیث نبی

غاشیه بر کتف ز پیش وصی

راکبانِ درش اثیر فرس

همرهانِ دمش عبیر نفس

جود او همچو کعبه انبه جوی

خُلق او چون بهار خندان روی

شرع تا کدخدای این خانه است

عقلها را قبا غلامانه است

در تراجع ز خلق و خلقش جین

در ترّفع ز علم و حلمش دین

دین مرفّه به خوب گفتارش

همه عالم رسیده آثارش

بخشش از حق بهانه بر سعدست

جود از ابرولاف بر رعدست

گر پراگنده زو شدند اوباش

سنّت مصطفی از او شد فاش

هر حدیثی که مصطفی برگفت

شرحش او داد و علم آن ننهفت

کلک او شد خزانهٔ اسرار

درس او را فرشته شد نظّار

گاه تدریس و گاه شرحِ علوم

حاکم او بود و عالمی محکوم

گام و کامش چو مرکبانِ شکار

نَور و نُورش چو روزگار بهار

ظاهر طاهرش مدبّر بِر

خاطر عاطرش مفسّر سرّ

واعظِ عقل و حافظِ تنزیل

مُحرمِ عشق و مَحرم تأویل

خیلِ طالوت را سکینهٔ حلم

اُمّتِِ نوح را سفینهٔ علم

صورتش عین علم و دانش بود

زانکه بس پاک خاندانش بود

خاندانی که از قریش بُوَد

بیشکی سرفرازِ جیش بُوَد

هست کوته ز بهر شرع و شعار

دست او همچو زیر پوش بهار

سخنش بکر و لفظ دوشیزه

مذهب او درست و پاکیزه

یافته حلّهٔ صفا و صفات

دست و کلکش به کار شرع ثبات

از غرورِ سپهر مؤمن ظن

وز مرور زمانه ایمن تن

گرچه کژ سیرتم بگویم راست

که سخا و مروت ایشان راست

دین از او یافت زینت و رونق

در تبع متفق شدند فِرق

بندهٔ او شده وضیع و شریف

عالم و عارف و وجیه و عفیف

علم دین تا بدو سپرد قضا

جهل ز اسلام برگرفت فنا

زندقه از علم او هزیمت گشت

طالبِ علم با غنیمت گشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری درباره شخصیت والای امام شافعی، ابوعبدالله محمد بن ادریس شافعی، است که به عنوان یکی از بزرگ‌ترین علمای دین اسلام شناخته می‌شود. شاعر به ستایش علم، فقه، و دیانت او پرداخته و ویژگی‌های بارز او همچون دانش گسترده، شهادت به حق، و تلاش بی‌وقفه در آموزش علم دین را توصیف کرده است. امام شافعی با تأکید بر اصول شرع و سنت پیامبر، به عنوان چراغ راه هدایت شناخته می‌شود. او نه تنها در ترویج دانش دینی تلاش کرده، بلکه در دفاع از حق و رد ظلم و فساد نیز فعال بوده است. شخصیت زاهد و بخشنده او، همراه با نسبش که به رسول خدا می‌رسد، باعث شده تا همگان او را به عنوان نمونه‌ای از علم و اخلاق در نظر بگیرند. شاعر همچنین به تأثیرات علمی و عملی امام شافعی بر جامعه اشاره می‌کند و از او به عنوان منبع نور و هدایت یاد می‌کند که با آموزش‌های خود، علم دین را رونق بخشیده و جهل را از بین برده است. این مدح نشان‌دهنده‌ی احترام و اعتبار بالای امام شافعی در تاریخ اسلام و در بین فرقه‌های مختلف مسلمانان است.