نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۳ - در ذکر قوای حاسّه و حافظه سنایی

سنایی غزنوی / الباب الرّابع: فی صفة العقل و احواله وافعاله و غایة عنایته و سبب وجوده / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

نفس کو مر ترا چو جان دارست

بی‌ تو در جسم تو بسی کارست

گرچه آن پنج شحنه بی‌کارند

سه وکیل از درونت بیدارند

آن کند هضم و این کند قسمت

آن برد ثفل و این نهد نعمت

آن نماید ره این کند تدبیر

این شود حافظ آن کند تعبیر

آن نبینی که چون به خواب شوی

فارغ از زحمت و عذاب شوی

از برای فراغت و خوابت

وز برای صلاح و اسبابت

اندرین خاکدان ز آتش و باد

ز آب روی تو برد خاک نژاد

تا ترا بر سریر سرِّ خرد

بنشاند ز بهرِ راحت خود

تو بر آسوده و خرد بر کار

تو بخفته درونت او بیدار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به اهمیت نفس و روح در وجود انسان اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که نفس انسان همانند جان است و بی‌نفس، جسم انسان کارهای زیادی را انجام می‌دهد. اگرچه ظاهراً برخی از اجزای وجودی انسان بی‌کار می‌مانند، اما درونی‌ترین بخش‌ها فعال و بیدارند. این اجزا کارهای مختلفی انجام می‌دهند؛ برخی از آنها به هضم و تقسیم غذا کمک می‌کنند و برخی دیگر به تدبیر و نگهداری انسان می‌پردازند. شاعر به آرامش و راحتی در خواب اشاره می‌کند و می‌گوید که در خواب، انسان از زحمت و عذاب فارغ می‌شود. همچنین او بر این نکته تأکید می‌کند که نفس انسان در این دنیا مانند آتش و باد است و از آب برمی‌خیزد. در نهایت، او تأکید می‌کند که به خاطر راحتی انسان، نفس او در حال کار است در حالی که انسان در آرامش و خواب است.