نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷ - در روح حیوانی گوید سنایی

سنایی غزنوی / الباب الرّابع: فی صفة العقل و احواله وافعاله و غایة عنایته و سبب وجوده / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بعد ازان سالکان چو بشتابند

علم حق در حدیث او یابند

زانکه با علم صورت و صفتست

فکرتش بیشتر ز معرفتست

در بهار ار نه عدل وی بودی

با گل و با گلاب کی بودی

عقل همچون بهار دلجویست

کاب فرزانگیش در جویست

بال برنا نشاط زن باشد

صبح اول دروغ زن باشد

شب برنایی از فطیر بود

پیر چون صبح مستطیر بود

هست در خانقاه ربانی

بر سرِ شارع مسلمانی

از برای سرور سرو سهی

نه ز راه بدی ز روی بهی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره اهمیت علم و معرفت در زندگی است. شاعر اشاره می‌کند که سالکان باید با شتاب به جستجوی علم حق بروند، زیرا علم حقیقت و صفات آن را درک می‌کند. بهار نمادی از عدالت و زیبایی است و عقل نیز به مثابه بهار است که به دل نشسته و خوشی را به ارمغان می‌آورد. شب به نشانه‌ای از جهل است، در حالی که پیرمرد به صبحی شبیه است که از خواب بر می‌خیزد. در خانقاه، وجود الهی و اهل علم نمایان است که به دنبال حقیقت و زیبایی هستند و از راه‌های نادرست دوری می‌کنند. این بیانگر جستجوی معنوی و نیک بودن در زندگی است.