بخش ۶ - در نفس کلّی و پیوستن به عقل و معرفت گوید سنایی
سنایی غزنوی / الباب الرّابع: فی صفة العقل و احواله وافعاله و غایة عنایته و سبب وجوده / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
در عبارت کتاب مسطورست
رقّ منشور و بیت معمورست
اوست در سایهٔ پناه خرد
حاجب بار بارگاه خرد
کدخدای نبیّ مُرسل اوست
عقل ثانی و نفس اوّل اوست
از پی استفادت و تحقیق
عقل کلّ مصطفی و او صدّیق
دایم از جوهر پذیرنده
اثر از نورِ عقل گیرنده
هم دهنده است و هم ستاننده
هم پذیرای و هم رساننده
متوسط میان صورت و هوش
شده زین سو زبان و زان سو گوش
مرد چون عقل را پناه کند
جرم و شکل سها چو ماه کند
مدتی گرد عقل بر گردد
گرچه باشد پسر پدر گردد
پادشاهی شود ز مایهٔ عقل
آفتابی شود ز سایهٔ عقل
جوهرش چون کند ز نقصان نقل
برتر آید یکی شود با عقل
چون شد از فیض عقل بر خود شاه
خلعت شوق یابد از اللّٰه
شوق چون در نهادش آویزد
عقل کلّ را ز ره برانگیزد
تاکنون عقل بود بر وی میر
زو کنون عقل گشت امر پذیر
چون شود بر نهاد خود مالک
بشنود کارْجِعی اِلی رَبّک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این عبارت، به اهمیت عقل و نقش آن در زندگی انسان اشاره شده است. نویسنده بیان میکند که عقل پناهگاه و راهنمای انسان است و به او کمک میکند تا به حقیقت و درک بالاتری دست یابد. عقل در میان احساسات و شناخت انسان قرار دارد و توانایی هدایت او را به سوی کمال فراهم میکند. زمانی که انسان به عقل خود پناه ببرد، میتواند به ویژگیهای والای انسانی دست یابد و از نور عقل بهرهمند شود. در نهایت، عقل نه تنها قدرت هدایت انسان را دارد بلکه او را به سوی خداوند نزدیکتر میکند و به او احساس شوق و عشق الهی میبخشد.