نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۸ - اندر صفت پرورش دل گوید سنایی

سنایی غزنوی / الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دل قوی کند ز زحمت و بیم

جز شراب مفرّح تسلیم

ایمن آنگه شوی ز محنت و تاب

که خوری شربتی ز بادهٔ ناب

تا نخوردی شراب دین مستی

چون بخوردی ز هر بلا رستی

وان مفرّح که اولیا سازند

در شفاخانهٔ رضا سازند

خورِ اینجا گِلست ازو برگرد

کانکه گِل خورد روش باشد زرد

تا بدینجا ز گِل نپرهیزی

کی ز گل سرخ‌روی برخیزی

مرد گِل‌خواره را چو یاد دهد

آخرالامر جان به باد دهد

نان و جامهٔ سپید این منزل

نفزاید مگر سیاهی دل

دل کند سخت جامهٔ نرمت

خورش خوش برد ز سر شرمت

تو مشو غرّه بر نکویی پوست

که خَلق‌پوش مرد خُلق نکوست

ناخوشی خوب و نغز و زیبا نیست

خوی خوش با کلاه و دیبا نیست

نفس حسی به خوردن ارزانیست

غذی جان ز خوان بی‌نانیست

غافلان فربه از بطر زانند

که غم جان و جامه کم دانند

هر دلی را که غم بُوَد مسکون

نه دلست آنکه هست خانهٔ خون

مرد نبود که گرد خود پوید

مرد راه نجات خود جوید

تا کی از کنج خانه بیرون آی

از چنین خانه‌ای سوی صحرا

من غلام گزیده مردانم

باد دایم فدایشان جانم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، پیامی درباره‌ی اهمیت خُلق و باطن انسان و تنوع زندگی وجود دارد. شاعر به ما می‌گوید که برای رهایی از مشکلات و اندوه‌ها، باید از نوشیدنی مفرح، یعنی شراب ناب، استفاده کنیم. او تأکید می‌کند که در زندگی، زیبایی ظاهر نباید ما را فریب دهد، زیرا خوشی واقعی در درون و سلامت دل است. انسان باید جستجوی حقیقی و زندگی معنادار را در پیش گیرد و مادیات و ظواهر فریبنده را نادیده بگیرد. در نهایت، او به دنبال مردان حقیقی و الهام‌بخش در زندگی است که از آنها الهام بگیرد و فدای آنها شود.