بخش ۱۵ - اندر طلب دنیا سنایی
سنایی غزنوی / الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هرکه جست از خدای خود دنیی
مرحبا لیک نبودش عقبی
هردو نبود به هم یکی بگذار
زان سرای نفیس دست مدار
هست بیقدر دنیی غدّار
مر سگان راست این چنین مردار
وانکه از کردگار عقبی خواست
گر مر او را دهیم جمله رواست
زانکه گشتای خوب کاران راست
جمله عقبی حلال خواران راست
وانکه دعوی دوستی ما کرد
از تن و جان او برآرم گرد
هیچ اگر بنگرد سوی اغیار
زنده او را برآورم بردار
دانی از بهر چیست رنج و عنا
زانکه اللّٰه اَغیَرُ منّا
تن خود از دین به کام دارد مرد
هرچه جز حق حرام دارد مرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر این است که کسی که تنها به دنبال دنیا و نعمتهای مادی باشد، نمیتواند به سعادت آخرت دست یابد. شاعر تأکید میکند که دنیا فریبنده و بیارزش است و نباید به آن دل بست. هر کسی که به دنبال آخرت و خوبیها باشد، در واقع در مسیر صحیح قرار دارد و این تنها به خداوند وابسته است. همچنین اشاره شده که اگر کسی خود را از دین و ارزشهای الهی دور کند، به دردسر و رنج میافتد و هر چیز جز حقیقت حرام است. در نهایت، تأکید بر این است که تنها خداوند ارزش واقعی را در زندگی انسانها به ارمغان میآورد.