نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۸ - اندر مذمّت مال دوست سنایی

سنایی غزنوی / الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

سفله چون خواند رو به مهمانش

پس چه نانش شکن چه دندانش

بر درِ کارگاه طبع لئیم

نز پی ایمنی که از سرِ بیم

گرچه زنجیر حلقه نپذیرد

سفله را در بزن که خود میرد

برده چون طاعت و دل و دینت

بادهٔ تلخ و عمر شیرینت

کوی پر دزد و خانه پر ز قماش

پاسبان را چه خوش بود خشخاش

طمع خلق و دلق پستی تست

زورق بحر زرق هستی تست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این متن به ویژگی‌های انسانی و اجتماعی افراد سفله و پست می‌پردازد. او اشاره می‌کند که سفله‌ها برای نان و دندان خود نیز مهمانان خود را با بدی و ناپاکی می‌پذیرند و در کارگاه طبع خود هیچ ایمنی نمی‌یابند. هرچند که زنجیرها در اطراف آن‌ها نیست، اما خودشان باعث مرگ و نابودی خویش می‌شوند. شاعر همچنین به این نکته تأکید می‌کند که چنین افراد سفله و پست، در پی طمع و دلق‌های بی‌ارزش خود هستند و در نهایت، زندگی شیرین را با می‌های تلخ می‌گذرانند. در این اوضاع، پاسبان‌ها نیز در برابر دزدی‌ها و فساد، بی‌تحرک و ناراحت هستند. سخن شاعر، نقدی است بر سستی و پستی اخلاقی در جامعه.