نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۹ - در متابعت نفس و هواناکردن گوید سنایی

سنایی غزنوی / الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای همه ساله هم به مایهٔ دیو

بوده از بهر طبع دایهٔ دیو

ایزدت خواجهٔ خرد کرده

پس تو خود را غلام دد کرده

آنکه زو عقل کل بود کالیو

چه کند نقش نفس و مایهٔ دیو

با دد و دیو عقل نامیزد

کز دد و دیو عقل بگریزد

شو بپرداز خانه از خاین

در ببند و ز دزد باش ایمن

از درِ بسته دیو بگریزد

عقل خود با بهیمه نامیزد

نفس حسیت پنج در دارد

روح عقلی یکی گذر دارد

خانهٔ پنج در منافق راست

خانهٔ یک دری موافق راست

پنج حس پنج روزه دام تواند

عقل و جان تا ابد غلام تواند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی تضاد عقل و نفس در انسان می‌پردازد. شاعر به استفاده از تمثیل دیو و دد اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر انسان به نفس خود (به عنوان دیوی که او را به سمت گناه و فساد می‌کشاند) تسلیم شود، خود را به زیر سلطه آن درمی‌آورد. او اشاره می‌کند که عقل که در اصل خرد و آگاهی است، نمی‌تواند با دد و دیو (نفس و غریزه) یکی شود و از آنها دوری می‌جوید. در نهایت، شاعر به مخاطب توصیه می‌کند که با عقل خود و دوری از نفس، از خطرات و دام‌های آن‌ها دوری کند و به کمال و آزادی حقیقی برسد. عقل و جان باید به عنوان غلامان ابدی در کنار یکدیگر باشند تا بتوانند از گمراهی‌ها فرار کنند.