بخش ۳۱ - در معنی آن گوید که آنچه خاکی است به خاک باز شود سنایی
سنایی غزنوی / الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
تنت از چرخ و طبع دارد ساز
این و آن ساز خویش خواهد باز
جان حق داد جاودان ماند
زانکه حق داده باز نستاند
معرفت در دلت نهادهٔ اوست
باز کی گیرد آنچه دادهٔ اوست
کانکه او خود سرشت خاک نکرد
وانکه او خود نگاشت پاک نکرد
زانکه حکمت بد اقتضا نکند
هرچه حکمت کند هبا نکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مفهوم روح و ارتباط آن با حق اشاره دارد. شاعر بیان میکند که جسم انسان از طبیعت و چرخش زندگی تأثیر میگیرد، اما روح بهوجود آمده از حق است و جاودانه میماند. آنچه حق به انسان داده، همیشه در دست او خواهد ماند و هرگز از او گرفته نخواهد شد. همچنین، معرفت و علم در دل انسان قرار داده شده و حق هیچگاه چیزی را که بخشیده، باز نمیستاند. در نهایت، حکمت بر اساس قاعدهای است که هرگز ناکارآمد نیست و هیچ چیزی را بیهوده نمیکند.