نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۴ - حکایت در شجاعت و غیرت سنایی

سنایی غزنوی / الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

از زره بود پشتِ حیدر فرد

کرد خصمش سؤال گفتا مرد

تا بُوَد روی به زره باشد

چون دهد پشت کشته به باشد

آب باشد نه مرد چون پولاد

کو زره‌پوش گردد از هر باد

مرد مردانه همچو کُه باشد

که ازو بادها ستُه باشد

تا تفِ دل ز کینه نفروزد

کی تن از دل شجاعت آموزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف ویژگی‌های شجاعت و دلیری می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که اگر کسی در پشت زره قرار دارد، نباید از او انتظار شجاعت داشته باشید. شجاعت واقعی از دل برمی‌خیزد و نه تنها وابسته به زره یا سلاح است. مردانگی و مقاومت در برابر خطرات، مانند زرهی است که فرد را در برابر بادها حفاظت می‌کند. در نهایت، تنها از دل شجاع و سرشار از انگیزه می‌توان در رویارویی با چالش‌ها و دشمنان به موفقیت رسید.