بخش ۵۷ - اندر صفت نقص دنیا سنایی
سنایی غزنوی / الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
مال بر کف چو پیل بر کشتیست
مال در دل چو آب در کشتیست
مال مصلح چو آب زیر سفن
کاید از رفتنش کرامت تن
وانِ ممسک چو آب در فُلکست
که وجودش مقدم هُلکست
مرد را چون دم و درم باشد
آن نکوتر که جود هم باشد
تا به اینجاش کس جگر نخورد
تا بدانجای حسرتی نبود
ورچه در مال جز لطافت نیست
لیک بودش بی این دو آفت نیست
کز حلال از زمانه مشغولی
وز حرام از خدای معزولی
پسرِ عوف را ز بهر حلال
به بر مصطفی نبود مجال
مرد دین باش و مال را یله کن
خیز و دنیا به جملگی خله کن
نبود خود حکیم شبهت جوی
از طعام حلال دست بشوی
گرچه زو جسم را پناه بُوَد
لیکن آن هم حجاب راه بُوَد
در زر و سیم اگر کمالستی
کی قرین سگ و دوالستی
مال اگر مایل خران نشدی
حلقهٔ فرج استران نشدی
آدمی مرده در غم نانی
آن دوال رکاب چون کانی
آدمی پیش اسب بیدرمست
آن دوال رکاب محتشم است
دنیی از دین همیشه آزردهست
کاب دنیا جمال دین بردهست
مال سوی حکیم کی یازد
زشت با کور به فرا سازد
دور دارد شب خود از روزش
که بترسد که بشکند پوزش
هر دو آنجا که علم و فرهنگ است
در نگنجد از آنکه ره تنگست
نشود مال جز به دون مایل
جاهل از طبع بد شود سایل
دون و دنیی بوند هر دو قرین
قحبهای آن و قلتبانی این
دیدهور پل به زیر کام کند
کور بر پشت پل مقام کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، شاعر به بررسی مفهوم مال و wealth میپردازد و به تفاوتهای آن در زندگی انسانها اشاره میکند. او مال را مانند حیوانی بر روی کشتی میداند که باید به خوبی مدیریت شود. مال باید در دل انسان باشد نه اینکه روح او را محدود کند. شاعر بیان میکند که دستیابی به مال حلال و کارهای نیک، انسان را از گرفتاریهای دنیوی دور نگه میدارد و زحمت برای کسب مال حرام، انسان را از خدا دور میکند. او به داستان پسر عوف و مبارزه او با مشکلات اشاره کرده و تأکید میکند که انسان باید به دینداری و دوری از دنیا توجه کند. سپس به ارتباط مال و علم اشاره شده و گفته میشود که مال باعث غفلت از علم و رشد فرهنگی میشود. در نهایت، شاعر مال را عاملی برای دوری از دین و علم میداند و از انسانها میخواهد که به جای تمرکز بر مال، به معنویات و علم توجه کنند تا در زندگی موفقتر باشند.