نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۸ - فصل فی صفة‌الافلاک والبروج والسّماء والارض و ما بینهما من‌العجایب ذکر الافلاک و ما فیها من‌العجایب احسن من ابداع المخدّرات الکواعب سنایی

سنایی غزنوی / الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چندگویی ز چرخ و مکر و فنش

به خدای از کری کند سخنش

چیست چرخ و زمین فراز و مغاک

جامهٔ سبز و دامنی پر خاک

شب صد چشم چیست محتالی

روز یک چشم چیست دجّالی

زشت باشد به خاصه از ابدال

جز به عبرت نظارهٔ دجّال

روز و شب را به سوی زیرک و غمر

تحفه از وی غمست و غارت عُمر

چیست چنبر سپهر دهر افروز

رسن پیسه چیست جز شب و روز

در فگندت به چنبر گردن

بهر کشتن زمانه پیسه رسن

زده مار فلک ترا به ستیز

هست پیسه رسن ازو بگریز

در غم زرّ سرخ و سیم سره

سبلتت سبز گشت همچو تره

تره سبز و پر آب و رنگینست

سر کینش ز پای سرگینست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی پیچیدگی‌ها و فریبندگی‌های زندگی و زمان می‌پردازد. شاعر به چرخ فلک و تاثیرات آن بر انسان اشاره می‌کند و می‌گوید که زندگی مانند یک بازی یا تله است که هرچند زیبا به نظر می‌رسد، اما در واقع می‌تواند باعث رنج و غم شود. شب و روز به عنوان نمادهای دوگانگی زندگی معرفی می‌شوند و شاعر به این نکته اشاره می‌کند که باید از این دجال‌ها عبرت گرفت و هوشیار بود. در انتها، به فریبندگی دنیا و زیبایی‌های ظاهری اشاره شده و این موضوع که این زیبایی‌ها می‌تواند موجب غفلت و گرفتار شدن در مشکلات گردد، بیان می‌شود.