بخش ۴۲ - فی صفةالنّفس واحواله سنایی
سنایی غزنوی / الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دزد خانه است نفس حالی بین
زو نگهدار خانهٔ دل و دین
دزد ناگه خسیس دزد بُوَد
دزد خانه نفیس دزد بُوَد
چون ظفر یافت دزد بیگانه
نبرد جز که خردهٔ خانه
باز چون دزد خانه در نگرد
همه کالای دور دست برد
تو خوشی زانکه پیش تست قماش
زان دگرها خبر نداری باش
تا کنی دست زی خزینه فراز
آنچه به بایدت نبینی باز
از درونت پلنگ و موش بهم
تو همی خسبی اینت جهل و ستم
غافل از کید و حیلت شیطان
کرده شیطان ز مکر قصد به جان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی خطراتی است که از درون و بیرون انسان را تهدید میکند. دزد خانه به نفس و نفسهای بیخبر از خطر اشاره دارد که میتواند به راحتی به دل و دین شخص آسیب برساند. دزد، نمادی از وسوسهها و مکرهای شیطانی است که در کمین نشسته و با رفتارهای خسیس و مکارانه به غارت خزینههای درونی انسان میپردازد. شاعر هشدار میدهد که فرد باید به هوش باشد و از غفلت نسبت به خطرات باطنی و بیرونی پرهیز کند، زیرا غفلت از این مکرها میتواند به ستم و جهل منجر شود.