بخش ۴۳ - قال النّبی علیهالسّلام: ان الشّیطان فی عروق ابنآدم یجری مجری الدّم سنایی
سنایی غزنوی / الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
در درون تو خصم با تو بهم
لفظ مهتر که یجری مجری الدم
چه بوی چون ستور و دیو و دده
چار میخ اندرین گدای کده
گر نهای جامهٔ ستمکاران
پس چرا بیخودی چو میخواران
بر هوا عالمی نبینی سود
از هوا زندهای بمیری زود
دل خود را ز ننگ خود برهان
که نه نافت برو برید جهان
پیش یأجوج نفس خود سدّ باش
پیش افعیش چون زمرّد باش
هرکرا چار طبع شد فرشش
چار بالش نهند بر عرشش
مرد کز حبّ جاه و مال برست
رفت و بر مسند ابد بنشست
مرد چون رنج برد گنج برد
مرغ راحت ز باغ رنج برد
رنج بردار تا بیابی خنج
رنج مارست خفته بر سرِ گنج
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شاعرانه به بررسی درون آدمی و مبارزه با نفس و خصومتهای درونی میپردازد. شاعر از جامه ستمگرانی صحبت میکند که به بیهوده میگذرانند و به درستی اشاره میکند که برای رسیدن به آرامش و سعادت، باید دل را از ننگها رها کرد و با نفس امّاره درونی خود مقابله کرد. او از رنج بهعنوان وسیلهای برای رسیدن به آرامش و گنجهای معنوی صحبت میکند و این نکته را یادآوری میکند که رنجها گاهی میتوانند به بهروزی و کامیابی منجر شوند. در پایان، او به اهمیت جدایی از حب جاه و مال تأکید میکند و میگوید که کسی که رنج بکشد، سرانجام به گنج واقعی خواهد رسید.