بخش ۴۵ - مثل اندر حال ادبار سنایی
سنایی غزنوی / الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خوش دلی از پی سخن پاشی
گفت ادبار را کجا باشی
گفت باشد مرا دو جای وثاق
دل زرّاق و محبر ورّاق
گفت دیگر کجات جوید کس
گفت که ادبار را دو خانه نه بس
زانکه گوید خرد در این منزل
ساعتی از حمار جهل انزل
تا بوم در دو آشیانه بُوَم
یا به بازار یا به خانه بُوَم
کین بپسنده مردم درویش
خورد از خونبهای دیدهٔ خویش
آن عزازیل با هوا پیوست
زان ورا هاویه است جای نشست
در هوا سود نیست زان برگرد
تا ز بود تو برنیارد گرد
خُردْ همّت همیشه خوار بُوَد
عقل باشد که شاد خوار بُوَد
گر تو از علم نردبان سازی
هرچه خواهی تو زود دریازی
رهرو رهروان در این ره اوست
زانکه فرمانپذیر اللّٰه اوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به موضوع جستجوی معرفت و حقیقت میپردازد. شاعر به شخصی میگوید که ادبار (گمراهی) دو نوع جایگاه دارد: یکی در دل و دیگری در وجود انسان. او توضیح میدهد که انسان باید از جهل و نادانی دوری کند و به علم و خرد روی آورد. همچنین اشاره میشود که علم و دانش میتواند انسان را به کامیابی برساند و در مسیر صحیح یاریگر او باشد. در نهایت، سفارش میشود که نسبت به خداوند فرمانبردار بود تا در زندگیاش موفقیت حاصل شود.