بخش ۱۳ - اندر مذمّت برادران گوید سنایی
سنایی غزنوی / الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دوست جو از برادران بگسل
که برادر کند پر آذر دل
کِه بود غمز بر پدر خواند
مِه بود بر تو خواجگی راند
تا پدر زنده با تو دمسازست
چون پدر مرد خصم و انبازست
گر دو نیمه کنی برو سیمت
ور نه در دم کند به دو نیمت
نه برادر بود به نرم و درشت
کز برای شکم بود هم پشت
عقل نبود برادری کردن
از پی رنج دل جگر خوردن
رنج دل باشد و عنای جگر
به برادر دویدن از مادر
نه قبولش خوش و نه کردن رد
همچو اعراب و همزه بر ابجد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مفهوم روابط برادرانه و انتقاد از برادرانی میپردازد که تنها به دلیل خویشاوندی با همدیگر رفتار میکنند و به عمق روابط انسانی توجه ندارند. شاعر بر این باور است که رابطه برادری باید بر پایه محبت و حمایت باشد، نه صرفاً به خاطر خون و نسب. همچنین به تنهایی فرد و دشواریهایی که پس از مرگ پدر و نبود حمایت معنوی او ایجاد میشود، اشاره میکند. در نهایت، شاعر میگوید برادری باید به دور از منافع خودخواهانه باشد و درستی و صداقت را اصل قرار دهد.