نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۸ - فی مثالب المنحولین سنایی

سنایی غزنوی / الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

وانکه هستند در سخن منحول

گاه تکرار در مقوله فضول

از عروض و علل زنند نفس

سالم و منزحف ز پیش و ز پس

در افاعیل و در مفاع و فعول

گفته دایم به جای فضل فضول

کرده انجام بیت زا آغاز

هزج از منسرح نداند باز

یک قصیده دویست جا خوانده

پیش هر سفله ریش را لانده

شده قانع به یک دو دسته تره

فرق ناکرده ناسره ز سره

یک دو فصل رکیک کرده ز بر

کرده از کدیه شهر زیر و زبر

بر خبّاز و کلبهٔ هرّاس

پیش قصاب و مطبخ روّاس

بر اسکاف و درزی و خفّاف

زده در شاعری هزاران لاف

همگان مدح ناسزا گفته

خزف و دُر به یک نمک سفته

دُر و خرمهره جمع کرده به هم

بی‌خبر در سخن ز بیش و ز کم

خلق از افعالشان شده رنجور

سال و مه همچو ابلهان مغرور

نه هرآنکس که یک دو بیت بخواند

ژاژ خایید و دم و ریش بلاند

باشد آنکس سخنور و شاعر

بر معانی شده بود ماهر

کیر خر خلق را مناره بود

فرش دهلیز همچو شاره بود

هست یکسان چو پشت آینه روی

همچو کیر خر است و دستنبوی

خلق از ایشان همیشه در رنجند

همچو سیم سیاه ده پنجند

بگذر از ذکر جاهلان کردن

هستشان در خورِ قفا گردن

بی‌زبانان پُر زبانانند

همه کورند و دیده‌بانانند

شاه اگر کارها گزیده کند

نسلشان از جهان بریده کند

خلق از این غم به جمله باز رهند

که ز افعال مایهٔ گنهند

همه ترک غزاند غارت دوست

نیست بر ذرّه‌ای از ایشان پوست

در هر آن خانه‌ای که ره یابند

در شد آمد بسان سیمابند

ایزد این قوم را هلاک کناد

دهر از ایشان به جمله پاک کناد

چند از این جری بر مثالبشان

روح بادا جدا ز قالبشان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به انتقاد از افرادی می‌پردازد که خود را شاعر و سخنور می‌پندارند اما در واقع فاقد توانایی‌های لازم در این زمینه هستند. او به تکرار بی‌مورد و سخنان بی‌ارزش این افراد اشاره می‌کند و می‌گوید که آنها بی‌خبر از عمق معانی، فقط به تقلید و زرق و برق فضای شاعری پرداخته‌اند. شاعر همچنین به ناکامی این افراد اشاره می‌کند که با الفاظ و ساختارهای بی‌محتوا، نه تنها خود را بلکه دیگران را نیز رنجور کرده‌اند. او نتیجه می‌گیرد که این نوع شاعری و سخنوری باعث گمراهی و سردرگمی عوام است و خواهان نابودی این نسل به خاطر جهل و نادانی آن‌هاست. در نهایت، شاعری واقعی را کسی می‌داند که درک عمیقی از معانی داشته باشد و آثارش از ارزش و کیفیت برخوردار باشد.