بخش ۱۴ - اندر مذمّت خواهران گوید سنایی
سنایی غزنوی / الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ور ترا خواهر آورد مادر
شود از وی سیاه روی پدر
تو ز میراث ربعی او را ده
فحلی آور ورا سبک مسته
گر تو ناری خود آورد بیشک
بنویسند بیحضور تو چک
نشناسد ز هیچ مرد گریز
نکند خود ز مرد و زن پرهیز
هم ز ده سالگی گرد در سر
شوهر و مال و چیز و زرّ و گهر
زان هوسش خیره لعبت آراید
کیر و کالای را همی باید
جامه بر تن درد همی به ستیز
مانده در انتظار مال و جهیز
ور کنی در جهیز او تأخیر
همه توفیر تو شود تقصیر
نام و ننگت به باد بردهد او
بر سرت زود خاک برنهد او
مرد بیگانه گردد از خانه
خانهات پر شود ز بیگانه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره لزوم توجه به مسائل مربوط به ازدواج و جهیزیه است. شاعر به فردی توصیه میکند که اگر به تأخیر در تأمین جهیزیه دختر خود ادامه دهد، ممکن است عواقب بدی به بار آورد. حسرت و ناامیدی ممکن است بر سر او آید و اعتبار او زیر سوال برود. همچنین، تأخیر در تأمین این مسائل میتواند باعث ورود بیگانگان به خانهاش شود و به از دست دادن نام و ننگ او منجر گردد. در کل، شاعر بر اهمیت حفظ آبرو و توجه به نیازهای خانواده تأکید میکند.