بخش ۱۸ - فی مذمّة الختن سنایی
سنایی غزنوی / الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
کیست این هست مر مرا داماد
کرده حمدان ز بهر زن پر باد
گه و بیگه درآید از درِ تو
کام و ناکام گشته همسر تو
گشته معروف هرکه و هرجای
کیست این مر مراست خواهر گای
گادن آنگه کند که گیرد زر
کس خواهر به زر درد آن خر
وان زمانی که سیم نستاند
ای بسا گاو و خر که برراند
هر تجمل که دارد از پی کیر
بدهد وان دنس نگردد سیر
چون نماند درم طلاق دهد
چک بیزاری و فراق دهد
سال و مه گادن به زر کند او
چون نماند درم به در کند او
خاک بر فرق خواهر و داماد
که نگردد کسی از ایشان شاد
هرکه خواهد جماع سیم دهد
زر به معشوق خود سلیم دهد
زانکه داماد تا نیابد سیم
نکند فرج خواهرت به دو نیم
آنکه او خواهرت همی گاید
مرگ بابات را همی پاید
دور باد ای برادر از ما دور
خواهر و دختر ار چه بس مستور
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد و بررسی روابط میان داماد و خواهر شاعر پرداخته است. شاعر با طعنه و کنایه به رفتار داماد اشاره میکند که تنها به دنبال تعداد زیادی طلا و نقره است و این موضوع باعث بروز ناراحتی و جدایی میشود. او به اهمیت ثروت و تجملات در این روابط اشاره میکند و این که هر کس برای دستیابی به خواستههایش به دیگران ظلم میکند. در انتها، شاعر به طور کلی از روابط چنین افرادی ابراز برائت کرده و خواهان فاصلهگیری از آنهاست.