بخش ۳۱ - اندر صفت مرائی و قرّاء و سالوس گوید سنایی
سنایی غزنوی / الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلق را زیر گنبد دوّار
دیدهها کور و دیدنی بسیار
هرکه از خواندنی کرانه کند
اوستادش به موش خانه کند
نیست اندر جهان نکو نفسی
نه بسی ماند چرخ را نه کسی
خواجه لاحول گوی در کویت
زان بماندست تا کَند مویت
اندرین کارگاه بومرّه
تو به لاحولشان مشو غرّه
کاندرین روزگار پر تلبیس
نان ز لاحول میخورد ابلیس
تو چنانی به حیلت و تلبیس
کز تو اعراض میکند ابلیس
هرکه در خود زد از فضولی رای
دست ازو شست شرع بار خدای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعات مهمی در مورد عدم آگاهی و فریبندگی زندگی اشاره دارد. شاعر به توصیف دنیا میپردازد و میگوید که انسانها در زیر آسمان (گنبد دوار) کورند و از حقیقت بیخبرند. هر کس که تلاش کند برای درک بهتر، در واقع به موشخانهای میافتد که نشاندهنده ضعف و ناتوانی است. شاعر به این نکته اشاره میکند که در این دنیا، خوب و بد بهراحتی مشخص نیست و افراد باید مراقب فریباییها و حیلهها باشند. او بیان میکند که ابلیس هم از این ترفندها و فریبها استفاده میکند و باید از افکار و اعمال فضولانه پرهیز کرد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که افراد باید از فضولی در کارها دست بردارند و به نظام الهی پایبند باشند.