بخش ۲ - اندر خط و قلم و کاغذ و خاطر گوید سنایی
سنایی غزنوی / الباب العاشر فی سبب تصنیف الکتاب و بیان کتابة هذا الکتاب رعایة لذوی الالباب / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
از دل آبستن است خامهٔ من
زان همی گِل خورد چو آبستن
کز همه چیز تیره و روشن
نکند آرزو چو آبستن
سایه باید ز گل چو در ارمم
امن باید ز بد چو در حرمم
تا ز روز و شب توام اثرست
شب من روز و زهر من شکرست
همه را شب ز روز حامل و من
در شبیام که آن شب آبستن
عمر داده به خیره باد مرا
تا چه زاید ز بامداد مرا
دختر طبع بنده هست چو دین
هم سبک روح و هم گران کابین
گرچه از عقل دیده پرهوشم
پیش چشم تو حلقه در گوشم
همچو استاد درزی از پی جاه
نپسندم گروهه سینهٔ ماه
بعد از این معنی کتاب آرم
عدد بیت در حساب آرم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل بیانگر حالتی از بارداری است که شاعر از آن به خامه و قلم خود نسبت میدهد. او از احساساتی سخن میگوید که بهدنبال آرزوها و آثار شب و روز در زندگیاش است. در این حالت، شاعر به امنیت و آرامش نیاز دارد و به ارتباط بین تفکر و تخیل اشاره میکند. همچنین از وابستگیهای خود به کائنات و مسائل عقلی و عاطفی صحبت میکند. او به دنبال زیبایی و فهم عمیقتری از زندگی است و در نهایت قصد دارد مفهومی جدید را در شعرهایش بیان کند.