بخش ۱۶ - در جواب حضرت خضر علیه السلام گوید سنایی
سنایی غزنوی / طریق التحقیق / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
گفتم ای مرهم دل ریشم
سخنت نوش جان پر نیشم
ای همایون لقای عیسی دم
وی مبارک پی خجسته قدم
ای سبک روح این چه دلداریست؟
وی گرانمایه این چه غمخواریست؟
ای مَلَک سایه، این چه تعریف است؟
وی فلک پایه این چه تشریف است؟
التفات تواَم مکرّم کرد
لطف تو از غمم مسلّم کرد
مددم ده به همّت ای مُکرِم
تا من دل شکستهٔ مجرم،
پای از بند حرص بگشایم
یکدم از بند خود برون آیم،
پیش گیرم طریق تقوا را
از برای صلاح عقبا را،
ره روم تا رسم بدان منزل
که آگهی یابم از حقیقت دل،
مگر آن بخت یابم از اقبال
کافکنم رخت در جهان کمال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به یک شخصیت بزرگ و مهربان خطاب میکند و از او درخواست کمک و دلجویی میکند. او از درد و رنج دلش صحبت میکند و به خوبی و مقام آن شخص اشاره میکند. شاعر از او میخواهد که به او کمک کند تا از بندهای حرص و خودخواهی رهایی یابد و به راه تقوا و صلاح برسد. او امیدوار است که با راهنمایی و لطف آن شخص، به حقیقت دل و کمال واقعی دست یابد.