بخش ۳۸ - خطوتان وقد وصل سنایی
سنایی غزنوی / طریق التحقیق / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خود تو کاهل نشینی ای غافل
ناپسندست غفلت از عاقل
خیز و خود را بساز تدبیری
بر جهان زن چهار تکبیری
در میان آی چست چون مردان
صفت و صورتت یکی گردان
زآنکه باشد شعار ناپاکی
از درون خبث، و زبرون پاکی
تا درون و برون نیارایی
حضرت قدس را کجا شایی؟
تا ز آلودگی نگردی پاک
نگذری از بسیط خطهٔ خاک
خویشتن پاک کن زچرک هوا
تا نهی پای در مقام رضا
تا بهکی تو چنین بخواهی زیست
میندانی که در قفای توچیست؟
راست بشنو که در جهان جهان
از اجل کس نیافتهست امان
تو چه گویی ابد نخواهی ماند؟
نامهٔ مرگ برنخواهی خواند ؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به فردی میگوید که از غفلت دست بردارد و به خودسازی و تدبیر بپردازد. شاعر تأکید میکند که باید ظاهر و باطن شخص یکی باشد و از ناپاکیها دوری کند. او به خواننده توصیه میکند که خود را از آلودگیها پاک کند و به مقام رضا دست یابد. همچنین، یادآوری میکند که عمر انسان محدود است و هیچکس از مرگ نجات نخواهد یافت، پس باید به زندگی و اعمال خود دقت کند.